برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
145
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
شده است . « 615 » در عصر سلجوقى كاربرد چنين مهرى را نمىشناسيم . « 616 » از طريق « طغرا » ، نشان ( علامت ) تطور يافته مشتق از تمغاى قديم ( علامت آتشدان ) ( يا حروف ايرانى ميانه ؟ ) به كنار زده شد ، اما هنوز از جانب طغرل بيگ به شكل ، و بعدها به كار مىرفت . « 617 » بر روى سكهها علامت ديده مىشد . « 618 » اينگونه علامتهاى قديمى در خراسان و در مرزهاى آسياى ميانه ، بيشتر « 619 » از داخل ايران ، جايى كه ارتباط با موطن تركان به سرعت از بين مىرفت ، دوام يافت . در عوض در داخل ايران سنتهاى كهن ايرانى پيوسته حتى در عادات امراء بيشتر ظاهر مىشد . اين امر حتى در احياء اصل مشروعيت ، همان گونه كه در زمان اشكانيان و ساسانيان اصول قانون اساسى ايران را به وجود آورده بود ، متجلى شد . « 620 » حتى امويان نيز تأكيد كرده بودند كه پس از ازدواج وليد اول ( 96 - 86 ه / 715 - 705 م ) با نوه « 621 » يزدگرد سوم ، از طريق دو پسر يزيد دوم ، خون سلسله پرافتخار ساسانيان در رگهاى خلفاء جريان دارد . از اين سبب علويان توانستند هر مسئله مورد علاقه خود را با ايرانيت پيوند دهند و از قافله عقب نمانند . همچنين از وصلت يكى از دختران پيروز پسر سوم يزدگرد با امام زين العابدين ( ع ) « 622 » گزارش شده است . بهطورىكه بعدها امامان تجلىگر ميراث پيامبر ( ص ) و على ( ع ) ، به
--> ( 615 ) . رجوع كنيد به : Jeam Deny in der EI IV 890 - 94 ( با تصوير مقابل صفحه 889 ) ؛ و نيز به طور كلى : L . A . Mayer : Saracenic Heraldry , Oxford 1933 ( همراه با اطلاعات كتابشناسى ) . ( 616 ) . محمد بن ابراهيم : تاريخ آل سلجوق ، ص 10 ؛ مقريزى ، خطط III ، ص 367 ، UZ . 29 . ( 617 ) . كاشغرى ، ج 1 ، ص 56 . ( 618 ) . ( طغرل اول 57 - 1055 ) Turk . Kat . IV , S . 58 f . Nr . , 84 f و نيز رجوع كنيد به ويرانههاى اورخن . ( 619 ) . حسينى : اخبار دولة السلجوقية ، ص 54 ، سياستنامه ، فصل 35 . - Barthold , Vorl . 119 . ( 620 ) . Noldeke , Aufs . 123 . ( 621 ) . براساس طبرى تاريخ 1 ، ص 2873 ، 2 ، ص 1247 با دختر يكى از كنيزان ، كه البته به سبب موقعيت زمانى غير ممكن بوده است ( ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 416 ) . ( 622 ) . / Wust . V 3 - Slane I 442 . ابن خلكان ،